تبليغاتX
فیزیولوژی
این وبلاگ جهت ارائه مطالبی در مورد فیزیولوژی و زیست شناسی می باشد.
آیا تا کنون چیزی در مورد ژنهای هاکس شنیده یا خوانده اید؟

 ژنهای هاکس در حقیقت سازماندهندگان  بدن از  سر تا انتها هستند آنها به طور شگفت انگیزی حفاظت شدهاند ودر ظول حیات دست نخورد ه مانده اند. جالب   است بدانید که این ژنها در بدن انسان ٬موش٬وحتی مگس های میوه ساختاری مشابه   دارندمثلا دستور می دهند که در این قسمت سر و در اینجا دم ساخته شود. جهش    و ایجاد تغییر در آنها منجر به تغییرات عظیم ساختمانی می گردد بظور مثال در مگس های     سرکه جهش در آنها منجر به عارضه ی پیدایش پا به جای شاخک می گردد که به آن آنتنوپدا می گویند.بحث در این زمینه به تازگی در ایران به راه افتاده است و دانشجویان  ارشد(همچون آقای پی بردی نژاد) در این زمینه تحقیقات خوبی انجام داده اند که تنها همان بی حمایتی  از مسئولان مشکل اساسی برای گسترش بحث های جدید علمی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10  توسط مهدی | 
شنبه - ۲ مهر ۱۳۸۴
Cloning
تظاهرات علیه شبیه سازی انسان در نوامبر 2001
ایده اصلی و منشا تفکر راجع به شبیه سازی انسان (human cloning) هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dolly را در سال 1997 شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد بگونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال 1997 یاد می شود.

شبیه سازی چیست؟
عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها - از لحاظ تئوریک - می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد.

در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر.

- شبیه سازی DNA
این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloning یا Molecular Cloning و یا Gene Cloning گفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNA موجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmid ها برای اینکار استفاده می شود.

Cloning
تظاهرات موافقین شبیه سازی انسان در نوامبر 2001
طی این شرایط DNA مورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال 1970 استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند.

- شبیه سازی از طریق تولد
به این روش Reproductive Cloning گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNA مشخص می باشد. این DNA ممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور.

Dolly گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer - به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی - مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد.

Cloning
Dolly اولین موجود شبیه سازی شده
به دست انسان در سال 1997
Dolly یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dolly در این بود که نشان داد سلولهای DNA یک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلولهایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند.

Dolly در سال 2002 هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود.

- شبیه سازی جنین
به این روش Embory Cloning یا Therapeutic Cloning گفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آنها قبل از تولد دست یافت.

در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن - که سلولهای بنیادی یا Stem Cells نام دارد - برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند.

در نوامبر سال 2001 یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی (Advanced Cell Technologies) در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد.

آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟
Cloning
مجله تایم، فوریه 2001 با تیتر
Human cloning is closer than you think
بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند.

اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود 30% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند.

نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد.

بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریق Reproductive Cloning را نمی دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14  توسط مهدی | 

Stem cell

From Wikipedia, the free encyclopedia

(Redirected from Stem cells)
Jump to: navigation, search
Editing of this article by unregistered or newly registered users is currently disabled.
Such users may discuss changes, request unprotection, log in, or create an account.
Mouse embryonic stem cells with fluorescent marker.
Mouse embryonic stem cells with fluorescent marker.

Stem cells are primal cells common to all multi-cellular organisms that retain the ability to renew themselves through cell division and can differentiate into a wide range of specialized cell types. Research in the human stem cell field grew out of findings by Canadian scientists Ernest A. McCulloch and James E. Till in the 1960s.[1][2]

The three broad categories of mammalian stem cells are: embryonic stem cells, derived from blastocysts, adult stem cells, which are found in adult tissues, and cord blood stem cells, which are found in the umbilical cord. In a developing embryo, stem cells are able to differentiate into all of the specialized embryonic tissues. In adult organisms, stem cells and progenitor cells act as a repair system for the body, replenishing specialized cells.

As stem cells can be readily grown and transformed into specialised cells with characteristics consistent with cells of various tissues such as muscles or nerves through cell culture, their use in medical therapies has been proposed. In particular, embryonic cell lines, autologous embryonic stem cells generated through therapeutic cloning, and highly plastic adult stem cells from the umbilical cord blood or bone marrow are touted as promising candidates.[3]

Contents

[hide]

Stem cell properties

Defining properties

The rigorous definition of a stem cell requires that it possesses two properties:

These properties can be illustrated in vitro, using methods such as clonogenic assays, where the progeny of single cell is characterized.[4][5] However, in vitro culture conditions can alter the behavior of cells, making it unclear whether the cells will behave in a similar manner in vivo. Considerable debate exists whether some proposed adult cell populations are truly stem cells.

Potency definitions

Pluripotent, embryonic stem cells originate as inner mass cells with in a blastocyst. The stem cells can become any tissue in the body, excluding a placenta. Only the morula's cells are totipotent, able to become all tissues and a placenta.
Pluripotent, embryonic stem cells originate as inner mass cells with in a blastocyst. The stem cells can become any tissue in the body, excluding a placenta. Only the morula's cells are totipotent, able to become all tissues and a placenta.

Potency specifies the differentiation potential (the potential to differentiate into different cell types) of the stem cell.

  • Totipotent stem cells are produced from the fusion of an egg and sperm cell. Cells produced by the first few divisions of the fertilized egg are also totipotent. These cells can differentiate into embryonic and extraembryonic cell types.
  • Pluripotent stem cells are the descendants of totipotent cells and can differentiate into cells derived from the three germ layers.
  • Multipotent stem cells can produce only cells of a closely related family of cells (e.g. hematopoietic stem cells differentiate into red blood cells, white blood cells, platelets, etc.).
  • Unipotent cells can produce only one cell type, but have the property of self-renewal which distinguishes them from non-stem cells.

Embryonic stem cells

Main article: Embryonic stem cell

Embryonic stem cell lines (ES cell lines) are cultures of cells derived from the epiblast tissue of the inner cell mass (ICM) of a blastocyst. A blastocyst is an early stage embryo - approximately 4 to 5 days old in humans and consisting of 50-150 cells. ES cells are pluripotent, and give rise during development to all derivatives of the three primary germ layers: ectoderm, endoderm and mesoderm. In other words, they can develop into each of the more than 200 cell types of the adult body when given sufficient and necessary stimulation for a specific cell type. They do not contribute to the extra-embryonic membranes or the placenta.

When given no stimuli for differentiation, ES cells will continue to divide in vitro and each daughter cell will remain pluripotent. The pluripotency of ES cells has been rigorously demonstrated in vitro and in vivo, thus they can be indeed classified as stem cells.

Because of their unique combined abilities of unlimited expansion and pluripotency, embryonic stem cells are a potential source for regenerative medicine and tissue replacement after injury or disease. To date, no approved medical treatments have been derived from embryonic stem cell research. This is not surprising considering that many nations currently have moratoria on either ES cell research or the production of new ES cell lines.

Adult stem cells

Main article: Adult stem cell
Stem cell division and differentiation. A - stem cell; B - progenitor cell; C - differentiated cell; 1 - symmetric stem cell division; 2 - asymmetric stem cell division; 3 - progenitor division; 4 - terminal differentiation
Stem cell division and differentiation. A - stem cell; B - progenitor cell; C - differentiated cell; 1 - symmetric stem cell division; 2 - asymmetric stem cell division; 3 - progenitor division; 4 - terminal differentiation

Adult stem cells are undifferentiated cells found throughout the body that divide to replenish dying cells and regenerate damaged tissues. Also known as somatic (from Greek Σωματικóς, of the body) stem cells, they can be found in children, as well as adults.

A great deal of adult stem cell research has focused on clarifying their capacity to divide or self-renew indefinitely and their differentiation potential.[6] Many adult stem cells may be better classified as progenitor cells, due to their limited capacity for cellular differentiation.

Nevertheless, specific multipotent or even unipotent adult progenitors may have potential utility in regenerative medicine. The use of adult stem cells in research and therapy is not as controversial as embryonic stem cells, because the production of adult stem cells does not require the destruction of an embryo. In contrast with the embryonic stem cell research, more US government funding has been provided for adult stem cell research. Adult stem cells can be isolated from a tissue sample obtained from an adult. They have mainly been studied in humans and model organisms such as mice and rats.

Lineage

Main article: Stem cell line

To ensure self-renewal, stem cells undergo two types of cell division (see Stem cell division and differentiation diagram). Symmetric division gives rise to two identical daughter cells both endowed with stem cell properties. Asymmetric division, on the other hand, produces only one stem cell and a progenitor cell with limited self-renewal potential. Progenitors can go through several rounds of cell division before terminally differentiating into a mature cell. It is possible that the molecular distinction between symmetric and asymmetric divisions lies in differential segregation of cell membrane proteins (such as receptors) between the daughter cells, however, there is no evidence for this mechanism.

An alternative theory is that stem cells remain undifferentiated from environmental cues in their particular niche. Stem cells differentiate when they leave that niche or no longer receive those signals. Studies in Drosophila germarium have identified the signals dpp and adherins junctions that prevent germarium stem cells from differentiating[7][8].

The signals that lead to reprogramming of cells to an embryonic-like state are also being investigated. These signal pathways include several transcription factors including the oncogene c-Myc. Initial studies indicate that transformation of mice cells with a combination of these anti-differentiation signals can reverse differentiation and may allow adult cells to become pluripotent.[9] However, need to transform these cells with an oncogene may prevent the use of this approach in therapy.

Treatments

Main article: Stem cell treatments

Medical researchers believe that stem cell therapy has the potential to radically change the treatment of human disease. A number of adult stem cell therapies already exist, particularly bone marrow transplants that are used to treat leukaemia.[10] In the future, medical researchers anticipate being able to use technologies derived from stem cell research to treat a wider variety of diseases including cancer, parkinson's disease, spinal cord injuries, and muscle damage, amongst a number of other impairments and conditions.[11][12] However, there still exists a great deal of social and scientific uncertainty surrounding stem cell research, which could possibly be overcome through public debate and future research.

Stem cells, however, are already used extensively in research, and some scientists do not see cell therapy as the first goal of the research, but see the investigation of stem cells as a goal worthy in itself. [13].

Controversy surrounding stem cell research

Main article: Stem cell controversy

There exists a widespread controversy over stem cell research that emanates from the techniques used in the creation and usage of stem cells. Embryonic stem cell research is particularly controversial because, with the present state of technology, starting a stem cell line requires the destruction of a human embryo and/or therapeutic cloning. Opponents of the research argue that this practice is a slippery slope to reproductive cloning and tantamount to the instrumentalization of a human being. Contrarily, some medical researchers in the field argue that it is necessary to pursue embryonic stem cell research because the resultant technologies are expected to have significant medical potential, and that the embryos used for research are only those meant for destruction anyway (as a product of invitro fertilisation). This in turn, conflicts with opponents in the pro-life (anti-abortion) movement, who argue that an embryo is a human being and therefore entitled to dignity even if legally slated for destruction. The ensuing debate has prompted authorities around the world to seek regulatory frameworks and highlighted the fact that stem cell research represents a social and ethical challenge.

Key events in stem cell research

See also

References

  1. ^ Becker AJ, McCulloch EA, Till JE (1963). "Cytological demonstration of the clonal nature of spleen colonies derived from transplanted mouse marrow cells". Nature 197: 452-4. PMID 13970094. 
  2. ^ Siminovitch L, McCulloch EA, Till JE (1963). "The distribution of colony-forming cells among spleen colonies". Journal of Cellular and Comparative Physiology 62: 327-36. PMID 14086156. 
  3. ^ Tuch B (2006). "Stem cells--a clinical update.". Aust Fam Physician 35 (9): 719-21. PMID 16969445. 
  4. ^ Friedenstein AJ, Deriglasova UF, Kulagina NN, Panasuk AF, Rudakowa SF, Luria EA, Ruadkow IA (1974). "Precursors for fibroblasts in different populations of hematopoietic cells as detected by the in vitro colony assay method". Exp Hematol 2 (2): 83-92. PMID 4455512. 
  5. ^ Friedenstein AJ, Gorskaja JF, Kulagina NN (1976). "Fibroblast precursors in normal and irradiated mouse hematopoietic organs". Exp Hematol 4 (5): 267-74. PMID 976387. 
  6. ^ Gardner RL (2002). "Stem cells: potency, plasticity and public perception". Journal of Anatomy 200 (3): 277-82. PMID 12033732. 
  7. ^ Xie T, Spradling A (1998). "decapentaplegic is essential for the maintenance and division of germline stem cells in the Drosophila ovary.". Cell 94 (2): 251-60. PMID 9695953. 
  8. ^ Song X, Zhu C, Doan C, Xie T (2002). "Germline stem cells anchored by adherens junctions in the Drosophila ovary niches.". Science 296 (5574): 1855-7. PMID 12052957. 
  9. ^ Takahashi K, Yamanaka S (2006). "Induction of pluripotent stem cells from mouse embryonic and adult fibroblast cultures by defined factors". Cell 126 (4): 663-76. PMID 16904174. 
  10. ^ Gahrton G, Björkstrand B (2000). "Progress in haematopoietic stem cell transplantation for multiple myeloma". J Intern Med 248 (3): 185-201. PMID 10971785. 
  11. ^ Lindvall O (2003). "Stem cells for cell therapy in Parkinson's disease". Pharmacol Res 47 (4): 279-87. PMID 12644384. 
  12. ^ Goldman S, Windrem M (2006). "Cell replacement therapy in neurological disease". Philos Trans R Soc Lond B Biol Sci 361 (1473): 1463-75. PMID 16939969. 
  13. ^ Wade N (2006-08-14). Some Scientists See Shift in Stem Cell Hopes. New York Times. Retrieved on 2006-12-28.
  14. ^ Shostak S (2006). "(Re)defining stem cells". Bioessays 28 (3): 301-8. PMID 16479584. 
  15. ^ Calif. Awards $45M in Stem Cell Grants NewsMax.com, Feb. 17, 2007.

External links


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14  توسط مهدی | 
هدف فیزیولوژی این است که عوامل فیزیکی و شیمیایی مسئول پیدایش تکامل و توالی زندگی را توجیه کند. هر شکلی از حیات از ویروس تک سلولی گرفته تا بزرگترین درخت روی زمین و یا انسان که ساختاری پیچیده دارد دارای ویژگیهای عملی مخصوص به خود است . بنابراین قلمرو وسیع فیزیولوژی را می توان به شعبات فیزیولوژی ویروسی-فیزیولوژیباکتریایی-فیزیولوژی سلولی-فیزیولوژی گیاهی-فیزیولوژی انسانی و شعبات بسیار دیگر تقسیم کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 14  توسط مهدی | 

تكامل يعني چه

آيا تكامل معني دارد؟

درمقالات ديگر دانسته شد خداوند كامل است و روح كامل است، پس تكامل چه معني دارد؟ تكامل را در مورد چيزي گويند كه ناقص باشد و به طرف كمال سير كند. اما چيزي كه خود كامل باشد چه احتياجي به كمال دارد. كاسه اي كه لبريز باشد مگر مي توان بر آن چيزي افزود؟ بنابراين تكامل در دنيا معني ندارد، آيا چنين نيست؟

تكامل وجود دارد

بلي اگر دربارة‌ خدا و روح كه امر خدا است بينديشيم تكامل معني ندارد. اما تكامل در جسم و مكانيسم اجسام است نه در روح. مثالي مي گويم: نيروي برق در عالم خود كامل است و قابليت تكامل ندارد. برق در هر كجا هست همان نيروي برق است. همين برقي كه امروز وجود دارد از بي نهايت سال قبل در فضا و در عالم وجود داشت. پس قابل تكامل نيست اما نحوة استفاده از آن و ظروفي كه از آن استفاده مي كند تكميل مي شود كه امروز برق تا اين حد كه مي بينيم تجلي كرده است. آلاتي كه به برق متصل مي كنند قابل تكامل است و روز به روز تكميل مي شود چنان كه اگر به تاريخچه اختراع وسائل برقي توجه كنيد خواهيد ديد كه متدرجاً تكميل شده و هنوز رو به تكامل است.

تكامل بشر

جسم بشر نيز چنين است. هرگاه به تاريخ بشريت بنگريد خواهيد ديد كه بر حسب مقدر و سرنوشت روز به روز مغز و مكانيسم مغزي انسان ترقي نموده، زماني در روي درختان و غارها زندگي مي كرد و امروز خانه هاي داراي دهها طبقه بنا مي كند و اين رشته همچنان ادامه دارد. روزي با حيوانات مسافرت مي كرد و امروز با جت و موشك سفر مي كند. يك كوزه گر با مواد معيني كه در دست دارد روز به روز مصنوعات و محصولات خود را كاملتر و بهتر مي سازد و اگر به آنچه  امروز ساخته با آنچه سي سال قبل درست كرده دقت كنيد تفاوت آن را در مي يابيد در حالي كه مواد آنها يكي است.[1] همين طور است در شئون ديگر كه ما با كمال روشني و وضوح شاهد آن هستيم و از بررسي در تاريخ تمدن بشر مي فهميم.

اين است رمز تكامل مكانيسم مغز بشر. روح همان روح است كه تكميل بوده و هست و خواهد بود و قدرت و كالري بدن همان است كه بود و تغييري ندارد ولي مكانيسم و ديناميسم كالبد و مغز دائم در حال تكامل است. ظرف بزرگتر و قويتر شد و بيشتر از روح و كالري استفاده مي نمايد.

كيفيت تكامل

طرز تكامل اين است كه بر حسب مشيت الهي هر چه نسل انسان به پيش مي آيد و افراد تحول يافته و اولادان آنها پا به عرصة وجود مي گذارند توأم با تكاملهاي ديگري كه در ساير امور طبيعت پيش مي آيد مغز آنها پيشرفته تر مي شود و در ضمن از تجربيات گذشته استفاده نموده معلومات و الهامات آنها وسيعتر مي گردد به طوري كه موفق به اختراعات جديد مي شوند و هر روز بر دامنة اكتشافات خود مي افزايند.

اشتباه از كجاست

برخي از متفكرين و دانشمندان متوجه اين موضوع نشده و چون فكر كردند كه مغز بشر در طي گذشت قرون راه تكامل رفته است لذا اين سير را به طرف عقب برده و از انسان هم گذشته آن را به ميمون و حيوانات ديگر تا زندگي بسيط يك سلولي رساندند در حالي كه حقيقت چنين نيست و موضوع تكامل جنس است. اگر نظرية تكامل آنها درست باشد بايد همه نسلشان منقرض شده و همه به موجودات عالي مثل بشر تبديل شده باشند و وجود انواع حيوانات نشان مي دهد كه شبكة عظيم عالم طبيعت مستلزم وجود انواع مختلف است منتها تكامل هم به آن ترتيب كه گفته شد در نوع انسان وجود دارد و اين امر همچنان ادامه خواهد داشت.

تكامل حيوانات

حيوانات هم در عالم خود منتها خيلي كم و نامحسوس تكامل دارند، چنان كه اگر بتوانند خانه هاي زنبور هزاران سال پيش و عمل او را با امروز مقايسه كنند و به دقت بسنجند تفاوت آن را درمي يابند. اما اشتباه در اين جا است كه مي خواهند حيوانات را با انسان مقايسه كنند و از زنبور همان توقعي را دارند كه از انسان انتظار مي رود و مسلم است كه زنبور به كره ماه موشك نخواهد فرستاد. هر چيزي تناسب خود را دارد و بايد حساب تناسب را در همه چيز نگاه داشت. بشر تاريخ وحساب تكامل خود را تا حدودي در دست دارد ولي حساب تكامل حيوانات را در دست ندارد.

تكامل نباتات

نباتات هم تكامل دارند. در زمانهاي سابق كه هنوز بشر اسرار باغباني را نياموخته بود به همان ميوه هاي جنگلي درختان اكتفا مي كرد كه ريزتر و كم آبتر و كم شهدتر بود ولي دراثر وسائل وپرورش نگاهداري و تكامل فنون باغباني و كود رفته رفته بشر توانسته ميوه ها را تكميل نمايد تا آن را به صورت امروزي در آورده است. در اثر پيوند و كود و تربيت ميوه هاي بسيار درشت آبدار و خوشمزه كه به مراتب بهتر از ميوه هاي جنگلي است به وجود آمده. اين هم رشته تكامل نبات مي باشد. منتها هر چيزي وسيله لازم دارد. همان طور كه وسيله تكامل بشرخدا و روح است، وسيلة تكامل نباتات  نيز عمل انسان مي باشد كه در بالا گفته شد.

اگر آفتاب را به منزلة روح درخت بگيريم و خود درخت را كه ازمواد كرة زمين تشكيل شده جسم بدانيم در مي يابيم كه تابش آفتاب فرقي نكرده و همان آفتابي كه سابقاً بر درختان جنگلي مي تابيد بر درختان امروزي هم مي تابد و در آفتاب تغيير و تكاملي پيدا نشده كما اين كه در روح تكامل پيدا نمي شود ولي جسم درخت است كه تكميل مي گردد. آيا اين دليلي ديگر بر كامل بودن روح و احتياج جسم به تكامل نيست؟

تفكيك چيست

همان طور كه همه چيز عالم دو جنبه دارد، حقيقت تكامل نيز كه در بالا بيان گرديد مشمول همين اصل است. امور اساسي عالم تكميل است و قابليت تكميل ندارد. خدا و روح چون اصل عالم است مشمول اين حقيقت اند. اما امور فرعي كه همانا جسم و مكانيسم جزء آن دسته است قابليت تكامل دارد.

سرنوشت و اخلاق

سرنوشت و اخلاق نيز مشمول همين اصل است. سرنوشت و تقدير امري مسلم و تغيير ناپذير است و همان طوركه بايد باشد هست و قابليت تكامل ندارد. تقدير به منزلة روح است و اخلاق به منزلة جسم. بايستي روز به روز اخلاق تكامل پيدا كند و در قاب تغيير ناپذير تقدير و سرنوشت راه تكامل را طي نمايد و مطمئن باشيد كه اين عكس و قاب كاملاً در يكديگر تطبيق مي شود.

مقصود از خلقت چيست

علت اين كه در مقاله "منظور و مقصود آفرينش" مقصد و غايت را در آفرينش نفي و پس از آن اثبات كردم براي آن بود كه به خوبي متوجه حقيقت شويد و بدانيد كه چرا يزدان اين همه موجودات جهان را آفريده و براي چه مقصودي اين غوغاي عظيم عالم را به وجود آورده و همچنان ادامه مي دهد. مي خواهم توجه خواهران و برادران روشنفكر و دانشمندم را به منظور خلقت معطوف سازم همان طور كه از كيفيت و چگونگي آن نيز آگاه خواهند گرديد. چون ضمن خواندن برخي مقالات ممكن بود اين پرسش از انديشة‌ شما بگذرد كه هدف از آفرينش جهان لايتناهي چيست ناچار قبل از ورود در اصل مطلب حقيقت را روشن كردم. اين هم فراموش نشود كه اگر تكامل نسبي در بين نباشد شما از درك مطالب جديد عاجز خواهيد بود. همين چيزها كه من مي گويم و مجهولات را روشن مي كنم خود تكامل است. پس آن شبهاتي را كه به منظور فهم مطلب وارد انديشة‌ شما كردم از سر خارج سازيد و بدانيد كه يزدان مقتدر دانا و تواناي محيط، جهان هستي را بيهوده نيافريده و نمي تواند عبث باشد.

به همين طريق بايد دانست كه آفرينش فرد فرد موجودات بيهوده نيست و هر كدام از آنها در اين ماشين بزرگ عالم حكم پيچ و مهره دارند كه وجودشان لازم و ضروري است و ماشين ساز دانا و تواناي مقتدر خود مي داند چه بسازد، كدام را درست كند، كدام را ويران سازد و چه چيزي جانشين آنها نمايد و چه مراحلي بر آنها بگذراند.

هدف و غايت بشر

همان طور كه همة مخلوقات داراي هدف و غايت نسبي هستند بشر نيز بدون مقصود نمي تواند باشد و زندگيش بيهوده و عبث نيست بلكه ترقي و تكامل و سير معين نسبي را مي پيمايد كه با نظم كامل همچنان ادامه دارد. ذره اي از اعمال وي ضايع نمي شود و تمام كارهايش به قصد نيل به مراحل بعدي و تكامل نسبي خود مي باشد. نه تنها بشر بلكه هيچ موجود، هيچ ماده و هيچ حركت و عملي در جهان بدون مقصد نيست و نمي تواند باشد. اگر قائل شويم در اصل نقصي وجود دارد چنين معني مي دهد كه بگوئيم استغفرالله خدا ناقص است و نقصي براي او قائل شده ايم كه بايد بعداً تكميل شود. در صورتي كه خدا را كامل مي دانيم و ناقص نيست. و اما نقص كه بيان مي كنيم  براي كالبد  بشر است كه جسم مرتباً  رشد و نمو مي كند و ظروف حواس كه محل تجلي روح است هرچه رو به نمو مي رود از روح بيشتر استفاده مي كند.

دستور و نتيجه عملي از مطالب فوق

وظيفة ‌ما نگاهداري جسم سالم است كه روح بتواند به خوبي و تكميل در آن حلول و از آن بهره برداري كند. تكامل مخصوص جسم است. هرگاه نيازمندي حاصل شد كه اين مطلب بيشتر شكافته شود در كتابهاي ديگر حكمت نوين در اين موضوع بحث خواهيم كرد.

نتيجه اين فصل

اين طور گفته شد كه چون عالم خودش در خودش است قابل تكامل نيست و از آن جا كه تكامل ندارد فايده و غايتي بر آن تصور نتوان كرد. از اين رو بايد آن را عبث دانست. ليكن حقيقت اين طور نيست و آنچه درباره عبث بودن گفته شد چنان كه گذشت به منظور روشن شدن ذهن و جلب توجه بوده است و ذكر اين مبحث از آن لحاظ بودكه هرگاه شبهاتي در فكراشخاص پيدا شود و نتوانند حل كنند به وسيله ‌عرضه داشتن آنها و جوابي كه داده شده رفع گردد.

حقيقت اين است كه قدرت يزدان كه توانا و قادر و فعال و قيوم است اصولاً نمي تواند متوقف بماند و دائماً بدون لحظه و آني درنگ در حال فعاليت است. از طرف ديگر قدرتي كه تراوش نداشته باشد و عالمي به وجود نياورد، نمي توان آن را قدرت مطلق ناميد. لازمه وجود خدا وجود عالم است. اگر اين تشكيلات كه موجود است نباشد نه قدرتي خواهد بود و نه تجلي و تراوش و نه كسي است كه او را بشناسد و نام گذارد. پس ديديد كه موضوع فايده و غايت به آن معني كه در امور دنيوي و نسبي مي پندارند نبود. فايده همين است و غايت آن هم چنين است كه بايد اين طور كه هست باشد چون نمي تواند غير از اين باشد. اين طور است و غير از اين نيست. يك چنين فعاليت تعطيل ناپذيري كه آني توقف براي آن تصور نتوان كرد چگونه مي تواند عبث باشد؟ آيا فكر نمي كنيد؟

قدرت اين است

اكنون گويم ماديون و كساني كه در قدرت موجد عالم بحث مي كنند به تشبيهي كه در بالا ذكر شد توجه نمايند تا روشن شود قدرت و شعور عالم كدام است و چگونه عمل مي كند در باره سرچشمه قدرت و ديناميسم عالم مقالاتي بيان شد و از اتم و عناصر و تركيبات آن كه به نظر بشر امروز كوچكترين ذرات عالم شناخته شده و در همه جاي دنياي ما پراكنده است شروع كرده ايم. در ذرة اتم ظاهراً ناچيز قدرت عظيم و فوق العاده نهفته شده ولي بايد دانست كه اتم آنقدر مهم نيست كه مستلزم اين همه غوغا باشد و يك گوشه از بساط خلقت است كه بشر امروز تا حدي آن را شناخته. قدرت بي پايان  عظيم غير از اينها است. بسياري چيزها است كه اتم بخش مختصري از آن است. همان طور كه ضمن مثال و تشبيه مربوط به آفرينش گفته شده، نيروي عالم اگر بخواهد همة ‌اتمها را در يك لحظه روي هم مي ريزد، به هم مخلوط مي كند و به اصطلاح «كن فيكون» مي كند و از آن دنيا يا مخلوق ديگري بنا خواهد كرد.

خداي محيط

بعد از آن كه به اين نيروي عظيم فرا گيرنده كه عالم وجود را انباشته آشنا شديم مي فهميم كه آن توانائي، قوه و قدرت بر همه چيز عالم از كوچك و بزرگ ساري و جاري است. پس نام محيط به آن مي دهيم يعني به همه چيز احاطه دارد. خود و نيرويش يكي است و بر عالم وجود محيط است و لفظ محيط كه دربارة يزدان گفته مي شود به همين علت است. البته الفاظي كه بشر با فكر خود مي سازد براي معرفي وجود كامل قادر لايتناهي رسا نيست ولي فعلاً لغتي بهتر از محيط براي شناسانيدن آن قدرت فرا گيرنده در دست نيست. شـكر و سپاس يزدان مقتدر محيط را كه باب علم و آگاهي و دانائي بر بـشر گشوده شـد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 17  توسط مهدی |